چهلمین کنفرانس ریاضی کشور
فردا، چهلمین کنفرانس ریاضی کشور شروع میشه. میدونی پشت این عدد ۴۰ چندسال تجربه نشسته؟
پروردگارا!
برای لحظه لحظه که امروز و این روزا دارم ازت سپاسگزارم. تو همه لحظه های ناراحت کننده من رو تبدیل به خوبی و خوشبختی کردی. تو تنهایی های من رو دیدی و پر کردی. تو کمکم کردی خونه رو مرتب کنم. امروز تو این خونه میشه پذیرای مهمون بود، میشه درس خوند، میشه آرامش داشت.
پروردگارا!
روابط پدر و مادرم خیلی بهتر شده است و از همه مهمتر اینکه بمن یاد دادی که در اون اختلاف، من مقصر نیستم. سعی میکنم در هر روز، زمانی رو برای صحبت کردن با پدر و مادرم بگذارم. والدین من سنشون زیاده و درست مثل بچه ها، نیاز دارنددر طول روز بهشون توجه بشه. تو برنامه روزانه ام، زمانهایی رو گذاشتم برای نشستن و صحبت کردن با اونها. این روزها محبت بین مون خیلی خیلی زیاد شده و من از تو سپاسگزارم.
پروردگارا!
در این مدت دوستان خوبی رو نصیب من کردی که بودن با اونها من رو پر از انرژی میکنه. کسانی رو از زندگی من حذف کردی، که الان حس میکنم درست بوده و بیم این میرفت که ناراحت ترم کنند. همه دوستانم و همه خوانندگان این وب لاگ رو دوست دارم. الان وقتی بخوام در مورد مسائل رشته خودم همفکری طلب کنم، چندتا دوست دارم. حتی یکی از استادان دانشگاه تهران با روی باز پذیرای من شد و وقتی ازش پرسید براتون مساله ای نیست که من دانشگاه آزاد درس خوندم در جواب گفت: من با سیستم دانشگاه آزاد مخالفم و در این چندسالی که درست شده حتی یکبار هم دعوت به تدریسشون رو جواب ندادم ولی در حال حاضر، برای من مهمه که تو باسواد باشی. همین! و من اونروز پر از انرژی شدم.
خدایا! من رو به محیط دانشگاه برگردوندی، همون اتمسفری که بهش علاقه داشتم. ازت ممنونم.
پروردگارا!
چیزهایی تو زندگیم کم بود، همون لحظه بهم ندادی و من ناشکیبا بودم. به مرور همه را قسمتم کردی. امروز که از دانشگاه تهران برایت مینویسم، مشغول درس خواندن برای همون دانشگاه کانادا هستم. بعد با دوستم رضوان خانوم قرار دارم درباره یک آگهی استخدام. بعد از اون با یه دانشجوی دکتری قرار دارم که این روزا خیلی کمکم میکنه و بهم انرژی مثبت میده. فردا چهلمین کنفرانس ریاضی کشور شروع میشه و با س-نقطه میریم برای مراسم افتتاحیه. این روزا اگه بخوام با کسی درس بخونم، یه دوست هست. اگه بخوام بریم خرید کسی هست. اگه بخوام کسی بیاد دنبالم میدونم میتونم رو مهربونی کسی حساب کنم. اگه بخوام برم گردش و کوه و ... نازنین و اکیپش هستن که واقعا بچه های خوبین. من محبتهای نانو. رو هیچوقت فراموش نمیکنم و همیشه یه دوست و برادرعزیز برام باقی میمونه. اگه خرید کامپیوتری داشته باشم، یه دوست خوب و مهربون باهام میاد، که تازه چندروز پیش برام یه دوربین Canon هم خرید و پولشو مادر بهشون داد که بشه هدیه روز تولدم.
پروردگارا!
بینهایت دوستت دارم و بینهایت ازت سپاسگزارم.
این روزای گرمای هوای امرداد، حسابی زندگی من رو گرم و دلنشین کرده ![]()
